به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در روزگاری که تیکتاک و اینستاگرام حکمران سلیقهها هستند، نسلی که بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ متولد شده، به عنوان نخستین نسل کاملاً دیجیتال، نقشی تعیینکننده در آینده مد پایدار دارد. اما این نسل، نسل دوچهرهای است؛ یک چهره آگاه و سبز و چهره دیگر مصرفگرا و تحت تأثیر فشارهای اقتصادی و روندهای زودگذر شبکههای اجتماعی.
شکاف میان نگرش و رفتار
آمارهای جهانی به روشنی این تناقض را نشان میدهد. گزارش مککینزی در سال ۲۰۲۳ حاکی از آن است که ۷۳ درصد از نسل Z ادعا میکنند پایداری در خریدشان مؤثر است، اما تنها ۳۳ درصد واقعاً لباس سبز میخرند. این شکاف ۴۰ درصدی، ریشه در واقعیت سادهای به نام قیمت دارد.
لباسهای پایدار ۲۰ تا ۳۰ درصد گرانتر از نمونههای معمولی هستند. برای نمونه، یک تیشرت ارگانیک از برندی معروف حدود ۲۵۰ دلار قیمت دارد، در حالی که نمونه مشابه آن در برند فستفشنی مانند شِین فقط ۱۵ دلار است.
در ایران، این شکاف عمیقتر هم میشود. نسل Z ایرانی که اغلب دانشجو یا تازهکار است، با تورم و هزینههای سرسامآور زندگی دست و پنجه نرم میکند و ناگزیر لباسهای ارزان را انتخاب میکند، حتی اگر از پیامدهای زیستمحیطی تولید آنها آگاه باشد.
هویت دیجیتال در برابر دغدغه سبز
نسل Z با اسکرول بیپایان در تیکتاک و اینستاگرام بزرگ شده است. بر اساس گزارش وُگ بیزینس، بیش از ۷۰ درصد آنها روزانه اینستاگرام را چک میکنند. برای این نسل، ظاهر و لباس بخشی از هویت دیجیتالشان محسوب میشود.
آنها روندهای از بالا دیکته شده را نمیپذیرند و به دنبال ساختن هویتی منحصربهفرد برای خود هستند. ترندی به نام «سفارشیسازی بینظم» – اضافه کردن لایههایی از چرم، پچها و اسپایکها روی لباس و اکسسوری – از همین نیاز زاده شده است. اما این شخصیسازی اغلب بر روی لباسهای ارزان فستفشن انجام میشود، نه برندهای سبز گرانقیمت.
از سوی دیگر، تحقیقات نشان میدهد این نسل تمایل قابل توجهی به خرید لباس دستدوم دارد؛ هم به دلیل علاقه به آیتمهای کلاسیک و منحصربهفرد و هم به دلیل ناتوانی برندهای پایدار در ارائه تنوع و قیمت مناسب.
دغدغه سبز در برابر جیب خالی
گزارش مشترک بوف و مککینزی در سال ۲۰۲۵ هشدار میدهد که بدون همکاری جمعی برندها و مصرفکنندگان، صنعت مد تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲۵ درصد از کربن جهانی را تولید خواهد کرد. نسل Z از این خطر آگاه است و در نظرسنجیها میگوید حاضر است برای لباس پایدار هزینه بیشتری بپردازد، اما واقعیت اقتصادی اجازه نمیدهد.
با این حال، مطالعات نشان میدهد با افزایش سن و درآمد این نسل در سالهای آینده، نگرش سبز آنها به تدریج به رفتار پایدار تبدیل خواهد شد. برندهایی که امروز برای این تغییر برنامهریزی نکنند، از سلیقه نسل آینده جا خواهند ماند.
نسل Z؛ موتور محرک تغییر
اگرچه نسل Z آغازگر مد پایدار نیست، اما بیتردید موتور محرک آن است. این نسل رابطهای عاطفی و انتقادی با لباس دارد که در نسلهای قبل کمتر دیده میشد. آنها دنبال لوگو و زرق و برق نیستند؛ داستان پشت برندها برایشان اهمیت دارد.
نسل Z به منشأ مواد اولیه، شرایط تولید و تأثیر لباس بر اقلیم توجه میکند. آنها استانداردهای اخلاقی تازهای تعریف کردهاند که برندها نمیتوانند نادیده بگیرند. اگر برندی سبزشویی کند، از طریق شبکههای اجتماعی سریعاً واکنش نشان میدهند تا یادآوری کنند که مد فقط زیبایی نیست، مسئولیت است.
فرصت طلایی برای صنایعدستی ایران
با توجه به ارزشها و سلیقههای نسل Z، صنایعدستی ایران فرصتی بینظیر برای حضور در بازار جهانی مد پایدار دارد. اگر این صنایع با خلاقیت هنرمندان ایرانی و روندهای روز جهان تلفیق شوند، میتوانند بخش قابل توجهی از بازار فشن را به خود اختصاص دهند.
نسل Z برندهایی را دوست دارد که اصالت، پایداری و داستان شخصی را با حضور پویا در شبکههای اجتماعی ترکیب کنند. صنایعدستی ایران و هنرمندانی که سنتهای قدیمی هنرهای پوشیدنی را زنده نگه داشتهاند، اگر کشور از انزوا و تحریم عبور کند، میتوانند حضوری پررنگ و صدایی ماندگار در صحنه جهانی مد داشته باشند.
برندهایی که این فرصت را درک کنند، نه تنها در بازار رقابتی فشن زنده میمانند، بلکه رهبر آن خواهند شد.